السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

91

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

محمد ( ص ) واقعه ( بدر كبرى ) بود و جدّت ابو بكر و عمر را از آن مقام عزل فرمود و در آن كار به يارى كودكان انصار و كمك فرشتگان نياز داشت . كسانى كه در آن واقعه حاضر بودند يا توانايى دستيارى با مسلمانان را داشتند از وظيفه تخلف نكردند ، جز بانوان و مانند آنان كسانى كه از آتش جنگ مىهراسيدند و از بىياورى و شكست بيم داشتند . پس بر كنار كردن اين دو تن از چنان مقامى ، و از مباشرت در جنگ و بودن در صف نبرد بىآنكه كشته يا مجروح شده باشند ، نصى است بر اينكه آنان شايسته رياست و سرپرستى امت نبوده‌اند ، و گوياى آن است كه آنان در خور پايه اى نبودند كه به همّت بلند نياز داشته باشد . بخش 84 اى فرزند ، جدّت محمّد ( ص ) به اين كار هم بس نكرد و در لحظه‌هاى پايان زندگى ( اسامة بن زياد ) را كه نوجوانى از نوجوانان مسلمانان بود رياست داد و امت را بنا به نص الهى كه در باره رسول اكرم ( ص ) مىفرمايد : « انّه * ( ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » ) * زير سرپرستى اسامه قرار داد . اين نص نزد عارفان نصّى عظيم شمرده مىشود و حاكى از اين است كه آن دو نفر از كسانى بودند كه زير نظر و مراقبت نورسى از جمله مستضعفان قرار گرفتند . آيا با اين كيفيات و اينكه رسول اكرم ( ص ) اسامه را به سردارى سپاه برگزيد ، گزينش آن رسول معظم ( ص ) را وارونه كنند و يكى از آنان را بر همه اهل اسلام مقدم دارند ؟ اين كار از طرف كسى كه به آن آغاز كرد غلطى بزرگ بود و براى اين امّت مصيبتى